مؤلف مجهول
مقدمه 14
تاريخ سيستان
دو سه نمونه و از تركيباتى فارسى مانند ( بزرگى يعقوب پيدا گشتن گرفتن ) و غيره مدّعاى ما روشن مىشود . و بالاخره با آنچه ذكر شد نمىتوان حكم كرد كه اين كتاب از عربى به فارسى بتمامه ترجمه شده و احوط آنست كه چنان كه اكنون به فارسى است آن را هم از اصل فارسى بدانيم . اختصاصات اين كتاب در انشاء و نحو و صرف بسيار است كه شرح همهء آنها به طول ميانجامد و بدلايلى ناچاريم كتاب را بحجم زياد مبتلا نسازيم لذا باختصار اشاره ميكنيم كه قواعد انشاء و دستور اين كتاب با قديمترين كتب فارسى كه به نظر رسيده از قبيل نثر بلعمى در ترجمهء تاريخ طبرى ( بين 350 - 360 ) و حدود العالم ( 372 ) شباهت نام دارد . اولا - در سادگى و ايجاز منحصر بفرد است و از استعمال مترادفات كه عمده شيوهء مترسلان فارسى است بر كنار است ، در كوتاهى جملها بهيچيك از كتب فارسى شباهت ندارد و درين صنعت شيرين و لطيف منفرد است ، و به حدى در نياوردن كلمات مترادف و مكرر و ايراد جملات كوتاه سعى داشته كه هر گاه بقاعدهء نقطه گذارى امروز جملها از هم تفكيك نميشد بنا بعادتى كه خوانندگان در اين قبيل كتابها از حيث درازى جمله ها دارند ، خواندن آن بدرستى براى مردم نا آشنا دشوار مينمود . سجع هيچ ندارد و گوئى با اين صنعت كه نوعى از شاعريست و ربطى به نثر ندارد آشنا نبوده است . ثانيا - در استعمال كلمات عربى مقتصد است و بيشتر كلمات فارسى استعمال مىكند و گاه مىشود كه در يكى دو جمله غير از اسامى خاص يا تواريخ يك كلمه عربى يافت نميشود و در هر صفحه كه باز كنيد ازين جملهاى تمام فارسى كه بدون تكلف و بسوق طبع نوشته شده مكرر خواهيد يافت منجمله در صفحه 160 كه اتفاقا باز شد مينويسد : « باز حمزه برفت ، سوى خراسان شد ، چون دانست كه اينجا هنوز بر آن گروه برنيايد ، و عيسى بن على بر اثر وى با سپاه برفت روز پنجشنبه . و اندرين ميان عيسى اينجا دوازده روز بود ، و حمزه به نشابور شد و عيسى بر اثر او ، و بدر نيشابور فراهم رسيدند و حربى صعب كردند و حمزه بازگشت ، بسيستان آمد ، و عيسى بنشابور نزديك پدر ببود » ثالثا - اگر لغات عربى استعمال كرده همانهائى بوده است كه گويا در كلمات مردم